الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

118

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

الدانى ليس بامر ، بل هو امر » و در اينجا باز صحت سلب ، علامت مجاز است و عدم صحت سلب ، علامت حقيقت است . 3 . دلالت لفظ امر بر وجوب اين بحث هم ، مربوط به امر به معناى طلب است و در اين مبحث دو طلب مورد بررسى قرار مىگيرد : 1 . اول اينكه امر به معناى طلب آيا ظهور در وجوب دارد و يا ظهور در استحباب دارد و يا اينكه معناى ديگرى دارد ؟ 2 . منشأ و سرچشمهء اين ظهور چيست ؟ اما الاول . در اين مسئله ، اقوال فراوانى وجود دارد كه جناب مظفر به چهار قول از آنها اشاره مىكنند : الف . امر به معناى طلب ، ظهور در وجوب دارد . ب . امر به معناى طلب ، ظهور در استحباب دارد . ج . امر به معناى طلب ، مشترك لفظى است بين وجوب و استحباب . د . امر به معناى طلب ، وضع شده است براى قدر مشترك ما بين وجوب و استحباب كه مطلق الطلب باشد . عقيدهء جناب مظفر : حق آن است كه لفظ امر ، در مواردى كه خالى از قرينهء استحباب باشد ، ظهور در وجوب پيدا مىكند و اگر بخواهد دلالت بر استحباب نمايد ، قرينه مىطلبد . مثلا بگوييم : آمرك بكذا و يجوز لك تركه ( و الدليل عليه التبادر و بناء العقلاء ، كما ذكر فى بحوث الشهيد ، ج 2 ، ص 18 ) . اما الثانى . منشأ و سرچشمهء ظهور چيست ؟ آيا منشأ ظهور ، وضع واضع است يا اينكه منشأ ، حكم عقل است يا اينكه منشأ ، مقدمات حكمت است ؟ در اين مسئله ، سه قول وجود دارد : 1 . مشهور قدما مىگفتند : ظهور لفظ امر در وجوب ، به توسط وضع واضع است ؛